Loading...

زمینه فعالیت

- تولید انواع گریتینگ فلزی

- تولید گریتینگ کامپوزیت

- تولید انواع قالب بتن قالب خاص

- تولید ماشین آلات CNC

آمار

  • تعداد کالا: 4
  • بازدید امروز: 883
  • بازدید دیروز: 567
  • بازدید کل: 400460

قالب چیست؟

قالب کردن . [ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) قالب گیری کردن . جسمی را در قالبی قرار دادن . || کنایه از فریب دادن طرف در معامله . جنسی را بجای جنسی دیگر دادن . به گران تر از بهای خود فروختن . انداختن . جا کردن . کلاه گذاردن .

قالب چیست؟

ما هو القالب؟

Bir şablon nedir?

Qu'est-ce qu'un template?

Exemplum dicens quid est?

Qué es una plantilla?

Что такое шаблон?

एक टेम्पलेट क्या है ?

Cos'è un modello?

Was ist eine Vorlage?

Wat is een sjabloon ?

Vad är en mall?

Beth yw templed?

テンプレートとは ?

템플릿이란 무엇입니까?

什麼是模板?

什么是模板?

moulding

قالب

دیکشنری فارسی به انگلیسی

bar, block, fitted, shape, slab, square, stamp, template

قالب

دیکشنری عربی به فارسی

قالب (ريخته گيري) , شمش (طلا و نقره و فلزات) , بصورت شمش در اوردن , قارچ انگلي گياهان , کپک قارچي , کپرک , کپرک زدن , قالب , کالبد , با قالب بشکل دراوردن

قالب

دیکشنری فارسی به عربی

حجم , قالب , کعکة , ممثلون , نموذج

قالب جاهز

دیکشنری عربی به فارسی

کليشه , کليشه کردن , با کليشه چاپ کردن , يک نواخت کردن , رفتار قالبي داشتن

قالب (صابون)

دیکشنری فارسی به انگلیسی

bar

قالب (مکانیک)

دیکشنری فارسی به انگلیسی

die

قالب پذیر

دیکشنری فارسی به انگلیسی

plastic

قالب زدن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

stamp

قالب شدن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

cast

قالب صورت

دیکشنری فارسی به انگلیسی

death mask

قالب کردن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

palm off, unload

قالب کفش

دیکشنری فارسی به انگلیسی

shoe tree

قالب گرفتن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

cast, mold

قالب گرفتنی

دیکشنری فارسی به انگلیسی

plastic

قالب پذیر

دیکشنری فارسی به عربی

بلاستيک

قالب کردن

دیکشنری فارسی به عربی

شکل , کتلة , کعکة , وجد

در قالب ریختن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

cast, mold

در قالب لغت ریختن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

word

قالب الفحم الحجري

دیکشنری عربی به فارسی

بريکت , خاک زغال قالبي

نوریزی در قالب

دیکشنری فارسی به انگلیسی

recast

قالب (ریخته گیری)

دیکشنری فارسی به عربی

قالب

با قالب بشکل دراوردن

دیکشنری فارسی به عربی

قالب

قالب ریزی کردن

دیکشنری فارسی به عربی

وجد

قالب (ریخته گری)

دیکشنری فارسی به انگلیسی

mold

قالب (شی ئ)

دیکشنری فارسی به انگلیسی

casting

قالب اصلی (ریخته گری)

دیکشنری فارسی به انگلیسی

pattern

قالب تراش (مکانیک)

دیکشنری فارسی به انگلیسی

chuck

قالب تهی سازی

دیکشنری فارسی به انگلیسی

quietus

قالب ریختن سیمان

دیکشنری فارسی به انگلیسی

form

قالب فلز کاری

دیکشنری فارسی به انگلیسی

ingot

قالب کردن با زرنگی

دیکشنری فارسی به انگلیسی

foist

قالب کردن به

دیکشنری فارسی به انگلیسی

flog

قالب کردن یواشکی

دیکشنری فارسی به انگلیسی

foist

قالب گیری کردن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

mold

قالب گیری مجدد

دیکشنری فارسی به انگلیسی

recast

قالب زدن (بزو)

دیکشنری فارسی به عربی

عروة

قالب ریخته گری

دیکشنری فارسی به عربی

خنزير

دمیدن در قالب (شیشه گری)

دیکشنری فارسی به انگلیسی

blow

در قالب داستان ارائه دادن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

fictionalize

در قالب ریختن شیشه گداخته

دیکشنری فارسی به انگلیسی

found

در قالب ریختن فلز گداخته

دیکشنری فارسی به انگلیسی

found

از نو در قالب ریختن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

recast

از نو قالب گیری کردن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

recast

قالب کیک پزی (شیرینی پزی)

دیکشنری فارسی به انگلیسی

Bundt

قالب مجسمه از گچ پاریس

دیکشنری فارسی به انگلیسی

plaster cast

شکل تازه چیز قالب گیری شده

دیکشنری فارسی به انگلیسی

recast

گداختن و قالب گیری کردن شیشه گداخته

دیکشنری فارسی به انگلیسی

found

گداختن و قالب گیری کردن فلز

دیکشنری فارسی به انگلیسی

found

قالب دستگاه های برش و خراطی

دیکشنری فارسی به انگلیسی

jig

قالب صابون و یخ و کره

دیکشنری فارسی به انگلیسی

cake

ساختن از راه ذوب کردن و در قالب ریختن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

found

ریختار کردن از راه ذوب کردن و در قالب ریختن

دیکشنری فارسی به انگلیسی

found

ریختن فلز مذاب در قالب تحت فشار زیاد (ریخته گری و فلز کاری)

دیکشنری فارسی به انگلیسی

die casting

کلوچه یا نان پخته شده در قالب های دو پارچه اهنی

دیکشنری فارسی به عربی

هراء

غالب

دیکشنری فارسی به انگلیسی

dominant, predominant, preponderant, prevailing, ruling

mouldmade

دیکشنری انگلیسی به فارسی

قالب قالب

mouldings

دیکشنری انگلیسی به فارسی

قالب ها، قالب ریزی، سبک

moldings

دیکشنری انگلیسی به فارسی

قالب ها، قالب ریزی، سبک

moulding

دیکشنری انگلیسی به فارسی

قالب سازی، قالب ریزی، سبک

templates

دیکشنری انگلیسی به فارسی

قالب ها، قالب، الگو

molders

دیکشنری انگلیسی به فارسی

قالب ها، قالب گر، پوسیدن، خاک شدن

swages

دیکشنری انگلیسی به فارسی

تعویض ها، قالب یا پرس اهنگری، قالب ریزی کردن، بشکل قالب در اوردن

cast

دیکشنری انگلیسی به فارسی

قالب، قالب، گچ گیری، مهره ریزی، طاساندازی، انداختن، ریختن، در قالب قرار دادن، معین کردن، پخش کردن، افکندن، بشکل در اوردن، مطرود

shapeliness

دیکشنری انگلیسی به فارسی

قالب بندی

data formatting

دیکشنری انگلیسی به فارسی

قالب بندی داده ها

شمش (طلا و نقره و فلزات)

دیکشنری فارسی به عربی

قالب

بصورت شمش در اوردن

دیکشنری فارسی به عربی

قالب

قارچ انگلی گیاهان

دیکشنری فارسی به عربی

قالب

کپک قارچی

دیکشنری فارسی به عربی

قالب

کپرک

دیکشنری فارسی به عربی

قالب

کپرک زدن

دیکشنری فارسی به عربی

قالب

mold

دیکشنری انگلیسی به فارسی

قالب، قالب، کپک، کپک قارچی، کالبد، الگو، کپرک، قارچ انگلی گیاهان، کپک زدن، سرشتن، کپرک زدن، با قالب بشکل دراوردن

formwork

دیکشنری انگلیسی به فارسی

قالب



نظرات

    ارسال نظر
    • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
    • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
    • - لطفا فارسی بنویسید.
    • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد.
    (بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)